28372
  ۱۳۹۰/۹/۲۶
نگاهی به فیلم نامه «روز واقعه» اثر ماندگار بهرام بیضایی
دین و مفاهیم و انگاره های دینی به همراه حوادث و وقایع تاریخی وابسته به آن همواره با هنر و اندیشه و شؤون مختلف آن، تعاملی دیرینه داشته و در مقام منبع و مرجع آفرینش ادبی و هنری...
   

نگاهی به فیلم نامه «روز واقعه» اثر ماندگار بهرام بیضایی


*فرشید تربیت


دین و مفاهیم و انگاره های دینی به همراه حوادث و وقایع تاریخی وابسته به آن همواره با هنر و اندیشه و شؤون مختلف آن، تعاملی دیرینه داشته و در مقام منبع و مرجع آفرینش ادبی و هنری مورد توجه فرهیختگان و اهل نظر بوده است .

بسیاری از حوادث و وقایعی که در بستر دینی اتفاق افتاده است، به خودی خود و به عنوان یک پدیده ی انسانی و تاریخی دارای وجوه دراماتیک و داستانی است و قابلیت بالایی برای تولید و آفرینش گونه های مختلف هنری دارد.


بسیاری از ما داستانهای قرآنی و مذهبی زیادی از زندگی بزرگان دین را به خاطر داریم و هنوز نیز از شنیدن و خواندن مکرر آن لذت می بریم. داستانها و روایت هایی از تجربیات سیره ی پیامبران و امامان که چه بسا با مطالعه ی آن،تصویر سازی ذهنی و تداعی نمایشی ان در عالم انتزاعی شکل می گیرد و همچون یک خاطره ی ازلی و اسطوره ای در ذهن ها باقی می ماند .روح جاودانه و مقدسی که بر فضای دراماتیک و ساختار نمایشی برخی حوادث و پدیده های دینی حاکم است نیز به استحکام این خاطرات و تداوم لذت های آن دامن می زند. هنوز ما از تماشای فیلم محمد رسول الله و ده فرمان و داستان ابراهیم و نوح و موسی لذت می بریم و قصه ی آنها همچون یک فیلم سینمایی در اذهان مخاطبان به یادگار مانده است.‏


یکی از مهمترین حوادث تاریخی که در ساحت و بستر دینی نیز روی داده و شاید بیش از وقایع دیگر مورد توجه اهالی هنر قرار گرفته، واقعه ی کربلا و حادثه ی عاشوراست.


عاشورا و سیر حوادث کربلا یک قصه ی حماسی و تراژیک است که عناصر داستانی لازم برای طرح و تولید یک اثر نمایشی را دارد. وجود قهرمان و ضد قهرمان، فراز و فرودهای قصه، شکست و پیروزی، گفتارها و دیالوگ های قدرتمند و لوکیشن و موقعیت مندی داستان و ... مؤلفه هایی هستند که در یک چیدمان داستانی به آفرینش یک اثر ماندگار کمک می کند.در میان ژانرهای گوناگون هنری شاید سینما کم ترین نسبت را با این حادثه ی تاریخی دارد و شاید یکی از دلایل مهم تاریخ زمانی هنر هفتم در تعامل با این حادثه نسبت به این هنرهای دیگر است والا در حوزه نمایش و شعر و ادبیات،آثار متعددی تحت تأثیر این واقعه و مسائل انسانی آن خلق شده است. تعزیه به عنوان یک نمایش شرقی اساساً محصول مستقیم رویارویی هنر با این حادثه ی تاریخی- مذهبی است که اتفاقاً با مخاطبان عام نیز ارتباط خوبی برقرار کرده و شاید به جرأت می توان گفت نمونه ی بارز هنر عاشورایی قطعاً تعزیه است، اما دامنه ی نفوذ این رویداد مذهبی در مدیوم سینما چندان گسترده و چشمگیر نیست و دوربین های فیلم برداری نتوانسته اند در به تصویر کشیدن قصه ی کربلا و بازنمایی ساحت های درونی آن،کار خاصی انجام دهند.


تأثیر پذیری و الهام سینما از واقعه ی کربلا را می توان در دو حوزه مورد بررسی قرار داد: یکی خود حادثه و روایت تاریخی آن است که در قالب ژانرهای تاریخی و مذهبی به خلق فیلم های کوتاه و داستانی در این زمینه منجر می شود و دیگر مناسبات و آیین و رسوم سوگواری است که در ژانرهای گوناگون سینمایی به تصویر کشیده می شود.


مناسبات مذهبی که صرفاً بازتاب یک اثر دینی نیست و در واقع هنجارها و سنت های فرهنگی- اجتماعی جامعه را مورد توجه قرار می دهد. به عبارت دیگر در بیشتر آثار سینمایی ما بیش از آن که خود حادثه ی کربلا به عنوان یک داستان قابل پردازش و فیلم نوشت مورد توجه قرار گیرد، باورهای عاشورایی و آیین و رسوم اجتماعی و نمادین بر ساخته ی آن به تصویر کشیده و تلاش شده است از پیام های انسانی و معنوی عاشورا در متن اجتماع و مناسبات انسانی امروزی استفاده شود. در واقع کربلا در جهان سینمایی ما بیش از آن که به لحاظ دراماتیک تأثیر بگذارد ، به شکل ایدئولوژیک مؤثر بوده و نقش این حادثه به عنوان یک تراژدی و پدیده ی دراماتیک مورد توجه قرار نگرفته است. به عبارتی دیگر درسها و پیام هایی که از این واقعه ی عظیم برمی آید،دست مایه ی داستان پردازی و فیلم نامه نویسی قرار گرفته و مورد تأویل و تفسیر مؤلف واقع شده است.


مشهورترین اثر دراماتیک در این زمینه که در حافظه ی هنری مخاطبان نیز حک شده "روز واقعه" اثربهرام بیضایی است که بر اساس نگاه ویژه این نویسنده در خصوص داستانها و وقایع تاریخی نگاشته شده و به شکل غیر مستقیم و نمادین به قیام عاشورا و حادثه ی کربلا خود را نزدیک می سازد.در واقع عاشورا به مثابه یک داستان تراژدی و حماسی، جدا از تفاسیر و تأویل هایی که می توان از آن داشت، بستر خوبی برای شکل گیری یک اثر سینمایی ارزشمند است که قهرمان آن با کشته شدن نه تنها از بین نمی رود، بلکه چهره ای اسطوره ای تر می یابد.


بازسازی حادثه و باورهای عاشورایی در آثار نمایشی به فرایندی پیچیده تر از ژانر های دیگر نیاز دارد و همچون حقیقت این قیام، سرشار از حادثه و اتفاق است . شاید در رویکرد سینمایی به واقعه ی عاشورا نیز هیچ سخنی به اندازه ی توصیه به آزادگی خود امام حسین(ع) به کار نیاید، آزادگی تا در به نفس کشیدن آنچه گذشت بدعتی صورت نگیرد.


شاخص ترین  تجربه ی سینمای ایران در پرداختن به مفاهیم عاشورایی، فیلم"روز واقعه"است ". روز واقعه" ماجرای عبدالله جوان نصرانی تازه مسلمان شده ای است که در روز عروسی خود با راحله، ندایی می شنود که کسی را به یاری می خواند.عبدالله پس از چند بار شنیدن آن صدا، منقلب شده و مجلس عروسی را ترک می کند .او به جستجوی صدا بر می آید، آن هم در حالی که برادران متعصب راحله، ترک مجلس عروسی را توهینی به خود دانسته و در پی اش روان می شوند.


عبدالله در طول مسیرش با اتفاقاتی روبرو می شود و به نشانه هایی بر می خورد که نشان دهنده ی این است که امام حسین(ع) می دانسته او در جست و جوی صدایی که به یاری اش می طلبد، می رود.عبدالله به تاخت بیابان ها را طی می کندو خود را به صحرای کربلا می رساند ، اما وقتی به کربلا می رسد که عصر روز عاشورا است.جمله های انتهایی عبدالله در روز واقعه جزء به یادماندنی ترین دیالوگ های تاریخ ادبیات نمایشی ایران به شمار می رود.آنجا که عبدالله می گوید: من خورشید را بر خاک دیدم، من حقیقت را بر نیزه دیدم.  ‏


بهرام بيضايي دنياي پیرامونش را زیباتر از آنی که هست می بیند. او انسان را چند پله از واقعیت خود بالاتر می برد و نگاهی ژرف تر به توانایی های فکری او دارد.در آثار بیضایی از زور بازو خبری نیست بلکه آنچه بیشتراز هر چیز نمایان است، نیروی تفکر است. در "روز واقعه" آنچه مسلم است، شعورعبدالله است که وی را از حجله ی داماد ی به حجله ی عاشقی اش می کشاند و این همان جنگی است که بیضایی بین شعور و شعار به پا می کند. او به خوبی می داند که چه قافیه ای را برای کدام بیت بیاورد. حماسه ی عاشورا اگر از حوزه ی شعار بیرون برود و به شعور برسد- کاری که بیضایی در روز واقعه به خوبی از عهده ی آن بر آمده است – می توان انقلابی در درک آدم ها از واقعه ی عاشورا به وجود آورد. آنچه برای بیضایی در این واقعه بیش از هر چیز مهم بوده آن است که "حقیقت" را برملا کند. بیضایی حقیقت را بر نیزه می بیند، چیزی که خیلی از آدم های شعاری از شنیدن آن لرزه بر اندام شان می افتد.‏


جمله های انتهایی عبدالله در "روز واقعه" جزء به یاد ماندنی ترین دیالوگ های تاریخی ادبیات نمایشی ایران به شمار می رود.‏

©2014 HozehHonari. All Rights Reserved