ثبت نام ورود    
Skip Navigation Links
صفحه نخست
واحد های هنریExpand واحد های هنری
اطلاع رسانيExpand اطلاع رساني
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
توليداتExpand توليدات
هــنرمـنــدانExpand هــنرمـنــدان
ارتــباط بـا حــوزه
اسـتــان مــاExpand اسـتــان مــا
پیـــونـدهــا
تاریخ انتشار  :  06:19 صبح ۱۳۹۰/۱۰/۱۷
تعداد بازدید  :  1456
Print
   
موسیقی بوشهر - نی جفتی و نی‌انبان

چنان كه‌ از نام آن پيداست به معني دو عدد ني است كه به هم جفت و متصل هستند. طول اين ساز بسته به بم بودن و يا زير بودن صداي ساز، بلند و يا كوتاه‌ است و معمولاً20 تا 25 سانتي‌متر طول دارد. بر روي هر كدام از ني‌ها شش سوراخ تعبيه شده‌ است. ...

  موسیقی بوشهر
  

  نویسنده: سیدقاسم یاحسینی- محسن شریفیان


  نی جفتی و نی‌انبان در نسخ خطی بعد از اسلام
‏  «نی جفتی»‏


  چنان كه‌ از نام آن پيداست به معني دو عدد ني است كه به هم جفت و متصل هستند. طول اين ساز بسته به بم بودن و يا زير بودن صداي ساز، بلند و يا كوتاه‌ است و معمولاً20 تا 25 سانتي‌متر طول دارد. بر روي هر كدام از ني‌ها شش سوراخ تعبيه شده‌ است. هر يك از ني‌ها داراي قميشي يك زبانه و مستقل از ديگري است كه به‌ آن «پيكك»(‏pikak‏)‏‎ ‎گفته مي‌شود. براي ايجاد زبانه بر روي قميش،‌ ـ برعكسِ قميش ني‌انبان‌ ـ آن را از بالا به پايين برش مي‌دهند و از همين‌رو نخ تنظيم اين ساز در پايين آن قرار دارد. نوازنده قبل از اجرا، پيكك را خيس نموده و تا انتها در دهان خود قرار داده و با دميدن و تنفس از راه بيني به‌ اصطلاح به شكل «نفس برگردان» آن را به صدا درمي‌آورد. طرز دميدن در «نفس برگردان» به اين ترتيب است كه نوازنده ششهاي خود را پر از هوا كرده و هنگام نواختن، هوا را به دهان منتقل مي‌كند و قبل از اينكه هواي انباشته شده در ششها و دهان به‌ اتمام برسد از راه بيني دوباره ششها را پر از هوا مي‌كند و به اين ترتيب بدون اينكه صداي ساز قطع شود، نوازنده نفس‌گيري مي‌كند.‏


  اين ساز كمتر از يك اكتاو وسعت دارد. نواختن ني‌جفتي در بندر بوشهر نسبت به ساير مناطق استان بوشهر، رواج بيشتري دارد. اين ساز در محافل سرور و جشن‌ها نواخته مي‌شود و از معروف‌ترين قطعات آن در بندر بوشهر مي‌توان به «حاجيوني»، «چوپي» و «شكي»‏‎ ‎اشاره كرد.1


  فارابي زيرگفتار «در ساختمان تنبور» نوشته است: «بسياري از مردم ناي جفتي بكار برند كه يك ناي را به ديگري چسبانيده باشند و آن دوناي چسبيده به نام «دوياني» مشهور است.(واژه «دياني» چهره دگرگون شده واژه «دوگاني» است كه در عربي به اين شرح شكسته شده است)». 2


  اين گفته نيز گفته ديگر ابن خردادبه را به راست مي‌دارد كه در بزم معتمد عباسي گفته است: «پس از آن ايرانيان براي همراهي بربط ناي را برگزيدند و براي تنبورها «دوياني» را و براي طبل‌ها سورناي را.»3


  کتاب «مداومت در اصول موسیقی ایران» منابع یاد شده را اینگونه ذکر است: «دونای چنانکه از اسمش پیداست نای مضاعف بوده و اختراع آن به ایرانیان نسبت داده شده است. ابن خردادبه اولین کسی است در دنیای اسلام که از این ساز نام میبرد. فارابی آن را دیانی می‌نامد و به زبان عربی آن را مزمارالمثنی یا مزوج گویند. فارابی میگوید که طول نایهای دونای مساوی است و هر یک دارای پنج سوراخ است که بر روی هم یک دوره‌ی کامل (اوکتاو) از آن حاصل می‌شود. بعضی هم آن را دو اهنگ می‌خوانند.» 4


  در کتاب تاریخ موسیقی عرب هم تأکید شده است: «ایرانیها دارای نای، سورنای و دیانی(دونایی) هستند.» 5
 
‏  «نی انبان»‏


‏  «ني‌انبان»، «ني‌همبونه» يا «ني‌مشكي» تركيبي است از ني و انبان. تعداد ني‌ها در ني‌انبان دو عدد است و هر دو هم اندازه و هم  قطر هستند. طول هر يك از ني‌ها به طور معمول 20 تا 25 سانتي‌متر و قطر آن به طور متوسط 1 سانتي‌متر است. ساز ني‌انبان در بعضي از مناطق داراي پنج سوراخ بوده و تا هفت سوراخ نيز مشاهده شده‌ است، اما نوع متداول آن داراي شش سوراخ مي‌باشد.‏


  هركدام از ني‌ها داراي يك قميش يك زبانه‌اي از جنس ني هستند كه به‌ آن «پيكك» يا «پيكو» گفته مي‌شود. طول اين نوع قميش حدود 5 تا 7 سانتي‌متر و قطر آن بين6 تا 9 ميلي‌متر است. قميش را از يك سانتي‌متر مانده به پايين، به طرف بالا برش مي‌دهند و انتهاي زبانه را با نخي مي‌پيچند كه با بالا و پايين كردن آن، ساز را كوك مي‌كنند. ‏


  قميش ني‌انبان از يك طرف مسدود است، اين قسمت از پشت گره ني، قطع شده و از طرف ديگر باز است. طرز قرار گرفتن آن بر روي ني به شكلي است كه طرف باز آن در داخل ني قرار مي‌گيرد. شيار ايجاد شده بر روي قميش عمل ايجاد صوت و عبور هوا را به داخل لوله ساز انجام مي‌دهد.‏


  هر جفت ني به وسيله‌ي نخ و موم عسل، درون يك دسته‌ي چوبي تعبيه و بدين وسيله به‌ انبان، متصل مي‌شود. انبان را از دباغي كردن پوست «بُز» يا «آهو» مي‌سازند.‏


  از يك طرفِ انبان، هوا به‌ آن وارد مي‌شود كه‌ آن قسمت را «لبك» مي‌نامند و از طرف ديگر هوا به دسته‌ي ني‌انبان منتقل مي‌شود. انبان در حكم محفظه ذخيره هوا براي نوازنده‌ است. انبان را در بين دو دست در آغوش مي‌گيرند و با فشاري كه توسط آرنج و بازوهاي خود به‌ آن وارد مي‌كنند، هواي ذخيره شده در مشك را به سوي ساز هدايت مي‌كنند.‏


  در حال حاضر نواختن ني‌انبان در اكثر مناطق استان بوشهر رواج دارد. اين ساز در جشن‌ها نواخته مي‌شود و از معروف‌ترين قطعاتي كه توسط اين ساز اجرا مي‌شود مي‌توان به «حاجيوني»، «سركوهي»، «چوپي»، «شكي»، «چاردسمال»، «مولودي»، «خُرده»، «چمكي»، «رقص» يا «بندري» اشاره نمود.‏


  از جمله سازهايي كه ني‌انبان را در مراسم مختلف همراهي مي‌كنند، مي‌توان به «ديره»، «تمبك»، «دمّام»، «ضرب و تمپو»، «تمپو» و «دايره‌ زنگي» اشاره نمود.6


  تاريخ ني‌انبان و خواستگاه آن نه تنها در ايران بلكه در سراسر جهان به طور دقيق مشخص نيست. در اين خصوص ما با فرضيه‌هاي مختلفي روبرو هستيم از جمله اينكه ني‌انبان در اصل مربوط به خاورميانه بوده و بعدها به اروپا رفته و تكامل يافته است. در اين مورد در كتاب تاريخ موسيقي آكسفورد از مجسمه‌ي اين ساز ياد مي‌شود كه به هزار سال قبل از ميلاد برمي‌گردد. اين مجسمه در منطقه هيتات اسلاب در ايواك يافت شده است. و ديگر اينكه مورخاني نظير ويل دورانت اين ساز را متعلق با بابليان مي‌دانند.‏


  در كتاب موسيقي بين‌النهرين نوشته گالپین به نکته مهمی در شوش اشاره شده است: «در روی کتیبه‌ای در شوش(ص32، تصویر 5) که به قرن هشتم ق.م. نسبت داده شده، یک نی خمیده مشهود است. این ساز احتمالاً یک نی‌انبان بوده است و اگر چنین باشد، این کتیبه نشان‌دهنده‌ی اولین نمونه این ساز شادی‌بخش است.»7


  در حال حاظر ني‌انبان به عنوان يكي از سازهاي شاخص موسيقي بومي جنوب ايران شناخته مي‌شود. مركزيت اين ساز در بوشهر مي‌باشد و قديمي‌ترين سند تصويري در مورد اين ساز هم به همين منطقه مربوط است. در كتابي با نام ‏perse‏ تاليف ‏louis dwbeaux‏ (1841م)‌ـ نگاشته شده در دوره‌ي فتحعلي‌شاه قاجار‌ـ تصوير نقاشي شده‌اي از نوازندگان در بوشهر به چاپ رسيده كه در اين نقاشي، نواختن ساز ني‌انبان را در همراهي با ساز دمام و كمانچه نشان مي‌دهد. 8


  نويسندگان زيادي به اين سند تاريخي اشاره داشتند. محمدتقي مسعوديه آورده است: «گرچه ني‌انبان امروز در ايران فقط در سواحل خليج فارس متداول است ولي، آن‌گونه كه لوئي دوبو مي‌نويسد، در قرن 19 در ساير نقاط ايران نيز رواج داشته است.»9


  روح‌انگیز راهگانی هم در کتاب تاریخ موسیقی ایران آورده است: «چنانكه ساز ني‌انبان كه در سده‌ي نوزدهم از سازهاي رايج اين سرزمين بود، اكنون تنها در جنوب ايران مشاهده مي‌شود.»10


  ني‌انبان در مجمل الحكمه (قرن4 هـ .ق/10م.) به ساحران نسبت داده مي‌شود: «... و نوع‌هاي ديگر ساخته‌اند چنان كه ني‌انبان و صفاره و رباب و كمانچه كه ساحران نهاده‌اند تا مي‌زنند...»11 ‏


  به عقيده‌ي محمدامين بن ميرزا زمان بخاري: «ني‌انبان سازي است كه در زمان خوارزمشاه در توي او(؟) پيدا شده و حادث او مولانا سيف‌الدين عبدالمؤمن است»12


  درويش علي چنگي الخاقاني نیز به اين نظريه مطالب ذيل را اضافه مي‌كند: « .. چنين منقول است مولانا مذكور (سيف‌الدين عبدالمؤمن) اين ساز را از دم آهنگران تصنيف نموده‌اند.»13 ‏


  ويژگي‌هاي ني‌انبان در رساله‌ي موسيقي حاجي حسين ظهيري اصفهاني اين‌گونه توضيح داده مي‌شود: «ششم ني‌انبان است كه قلندر سازها گويند و طبع او سرد و خشك است و مقوي(؟) است در ساعت پنجم به حد وسط مسافات بنوازد»14 ‏


  در كتاب «شرح ادوار» نيز در بخش (در ذكر اسامي آلات الحان) نيز از ني‌انبان نام برده شده و توضيحاتي آورده است.15


‏  «جوزافا باربارو در بزمي كه در دربار اوزون حسن آق قويونلو در سال 879 هجري(هشتم آوريل سال 1474 ميلادي) شركت داشته درباره وقايع ايران در زمان اين شاه نوشته است: «نخستين روزي كه نزد شاه (اوزون حسن آق قويونلو) رفتم خوانندگان و نوازندگان در حضورش بودند و اين نوازندگان چنگهايي داشتند به طول يك يارد(معادل9144/ متر) كه نوك باريك آن را به سوي بالا نگاه مي‌دارند از چنگ گذشته داراي عود و كمانچه و سنج و ني‌انبان بودند و خوش مي‌نواختند.»16


  عبدالقادر در کتاب مقاصدالالحان در مورد ني‌انبان آورده است: «خيك ناي(ني چارو) و آن خيكي بود كه نافخ، نفخ در آن دمد تا خيك پر باد شود و بر دهان ديگر خيك، دو ناي به يك قد چنانكه در طول و غلظ(مقصود ضخامت و سختي است) مساوي باشند‌ ـ يلي(پهلو، جفت) يكديگر مستحكم كنند و چون انگشت بر ثقب آن نهند و برابر يكديگر ثقب فرو گرفته شود چنانك هر نغمه كه از ناي مسموع شود از آن ناي ديگر نيز همان نغمه مسموع شود و از آن استخراج جموع كنند.» 17
  
  
  
  
  
  

 


‎.1‏ اهل‌ساز، ساز شناسی موسیقی بوشهر، ص 88‏
‎.2‏ تاریخ موسیقی ایران، راهگانی، ص 218‏
‎.3‏ ایران گاهواره دانش و هنر، ص 50‏
‎.4‏ ملاح، حسینعلی، فرهنگ سازها، انتشارات کتابسرا، تهران 1376، صص 331-332‏
‎.5‏ همان، ص 332 ‏
به نقل: از فرهنگ سازها، ص337‏
‎.6‏ اهل‌ساز، ساز شناسی موسیقی بوشهر، ص 80‏
‎.7‏ موسیقی بین‌النهرین، ص 47‏
‎.8‏ سرگذشت موسيقي ايران، جلد اول، ص 294‏
‎.9‏ دکتر حمیدی، سیدجعفر، فرهنگ نامه‌ی بوشهر، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران 1380، ص 151‏
‎.10‏ تاریخ موسیقی، راهگانی، ص 659‏
‎.11‏ مجمل‌الحكمه، اخوان الصفا، نسخه خطي. همان ‏f 21‎
نقل از: مسعودیه، محمد تقی، سازهای ایران، انتشارات زرین و سیمین، تهران 1384، ص 151‏
‎.12‏ محمد امين بن ميرزا زمان بخاري، محيط التواريخ، نسخه‌ي خطي:‏
Paris, Bibliotheque Nationale, Suppl. Persan 1548, p. 51‎
نقل از همان، ص 151‏
‎.13‏ درويش علي چنگي الخاقاني ابن ميرزا عبدالعلي ابن محمد مؤمن، رساله‌ي موسيقي، نسخه‌ي خطي:‏
‏‌‏S. – Peterburg, Biblioteka Akadfmii Nauk (Library of the Academy of Sciences), D 403‎
نقل از همان، ص، 151‏
‎.14‏ حاجي حسين ظهيري اصفهاني، رساله‌ي موسيقي، نسخه خطي همان گ 10‏
نقل از همان، ص، 151‏
‎.15‏ اورموی، صفي الدين، كتاب الادوار، شرح و تحقيق الحاج هاشم محمد الرجب، بغداد، 1980‏
نقل از : دکتر محمد زاده، صدیق، آشنايي با رسالات موسيقي، انتشارات فاخر، تهران 1379 ص189‏
‎.16‏ باربارو،جوزافا، سفرنامه‌هاي ونيزيان در ايران، ترجه دكتر منوچهر اميري، تهران، خوارزمي 1349، ص63 و 143‏
نقل از: تاریخ موسیقی ایران، راهگانی، ص 266‏
‎.17‏ مراغه‌ای، عبدالقادر، مقاصد الالحان، به اهتمام تقی بینش، بنگاه ترجمه و نشر کتاب تهران، چاپ دوم 1356، ص 136‏

 


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال